محمد مهدى ملايرى

23

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

چنان زمين‌هايى مشروب مىگردد « 1 » . دربارهء ناحيهء بصره اين را هم بايد گفت كه آن‌جا گذشته از مردم محلّى در همين دوران اسلامى محل سكونت گروه‌هاى ديگرى از ايرانيان گرديد كه از نقاط ديگر ايران يا به دلخواه خود و يا در اثر جنگ و جدال‌ها به اين‌جا منتقل شده و در اين‌جا زيسته‌اند . مانند اسواران كه در ردهء اول سپاهيان ساسانى قرار داشتند و در جنگ‌هاى خوزستان با شرايطى به مسلمانان پيوستند و بصره را براى اقامت خويش برگزيدند ، و در آن‌جا در بخشى از اراضى كه به آن‌ها اختصاص يافته بود مستقر گرديدند ، و نهرى هم از فرات براى آن‌ها بريده شد كه به نهر الأساوره معروف گرديد « 2 » ، و نشانى آن‌ها را هم در سال 64 هجرى در همين بصره در جنگ با طرفداران عبيد اللّه بن زياد و در قتل مسعود نمايندهء عبيد اللّه مىيابيم « 3 » . و هم‌چنين در جنگ‌هاى ابن اشعث با حجّاج كه اين اسواران هم به جنگ با حجّاج برخاسته بودند و حجّاج پس از پيروزى به آن‌ها زيان فراوان رسانيد ، خانه‌هاى بسيارى از آنها را ويران كرد و برخى از آن‌ها را هم به‌جاى ديگر كوچانيد « 4 » . و از همين قبيل بوده‌اند رده‌هاى ديگرى از سپاهيان ساسانى كه در عربى آن‌ها را زطّ و سيابجه خوانده‌اند و به گفتهء بلاذرى آن‌ها هم در همان جنگ‌ها با همان شرايط اسواران به مسلمانان پيوستند و در بصره اقامت گزيدند « 5 » ، و در جنگ جمل هم نام آن‌ها را در ميان سپاهيان امام على بن ابى طالب ( ع ) مىيابيم . به‌جز اين‌ها نشانى ايرانىهاى ديگرى را هم در همين دوران در بصره مىتوان يافت كه از بزرگان و سرشناسان آنجا بوده‌اند « 6 » . از همين دورانى كه حسن در مسجد بصره به درس و وعظ مىپرداخت و عبيد اللّه بن زياد امير بصره هم در دار الامارهء آن‌جا به حكومت نشسته بود ، خبرى در كتاب‌هاى تاريخ و ادب عربى آمده كه جنبهء ايرانى و فارسى بصره را در آن

--> ( 1 ) - بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 431 . ( 2 ) - فتوح 459 و 460 . ( 3 ) - بلاذرى ، انساب الاشراف ، ج 4 ، قسم 2 ، ص 108 . ( 4 ) - بلاذرى ، فتوح ، ص 460 . ( 5 ) - بلاذرى ، فتوح ، ص 461 . ( 6 ) - بلاذرى ، فتوح ، ص 450 .